«اما راجع به آينده و اينکه چه بايد کرد و چه واقع میشود. من در کتابها و مقالات خود نوشتهام که انقلاب يک فعاليت برنامهريزی شده نيست. يک واقعة بسيار کمياب است. هميشه همه جا پتانسيل شورش در مردم ناراضی هست؛ کم يا زياد. اين حکومتها هستند که، در قريب به اتفاق موارد، نمیگذارند شورشها بدل به انقلاب شود و انقلاب پيروز. انقلابها فقط در صورتی پيروز میشوند که يا حکومت در ضمن جنگهای شديد و/يا ورشکستگی شديد مالی به شدت ضعيف شده باشد که اصلاً نتواند نيروی ضد شورش بسيج کنند (مثل انقلاب روسيه) يا اصلاً حکومت مرکزی مقتدری در کار نباشد (مثل انقلاب چين)، يا حکومت به دليل دلرحمی يا سستعنصری حاکم نتواند به موقع و با شدت شورش را سرکوب کند (مثل انقلاب ايران و فرانسه). اين وضعيتها بسيار کميابند و به همين سبب انقلاب پديدهای است بشدت کمياب. شايد در کمتر موقعيت تاريخی پتانسيل مخالفت و شورش به اندازه ايران امروز بوده باشد ولی سرکوب شديد و کنترل پليسی چندلايه مانع از پيشرفت هر حرکتی بوده است. من بشدت علاقمندم که اين تبيين نادرست باشد؛ مشتاقم که نظريهام عملاً ابطال شود، ولی ظاهراً هنوز هم حتی، واقعيات گواه صحت آن است.»
متن کامل این مقاله را در ادامه مطلب بخوانید.
این روزها بحث فعالیت رفسنجانی برای برکناری خامنه ای زیاد مطرح می شود. اما آیا واقعا از رفسنجانی کاری ساخته است؟
این مصاحبه ایست با هادی قابل در این زمینه که به نظرم بسیار ارزش خواندن دارد. نباید بی جهت امیدوار باشیم...
به نقل از دویچه وله:
«قانونی خود در پی تذکر به رهبری است. احمد قابل میگوید، خبرگان کنونی در جایگاهی نیست که بتواند صلاحیت رهبری را زیر سوال ببرد.
برخی اخبار تاییدنشده میگویند هاشمی رفسنجانی برای رایزنی با علمای قم در مورد تذکر به رهبری و زیر سوال بردن صلاحیت او به این شهر رفته است. احمد قابل روحانیای که خود لباس روحانیت را از تن به در کرده میگویداینها شایعات خود کودتاچیان برای تغییر مسیر قانونیاعتراضات است.
دویچهوله: جناب آقای قابل، بعد از سخنرانی آیتالله خامنهای در خطبههای نماز جمعه تهران در جمعهی گذشته، بعضی از ناظران این مسئله را مطرح کردند که چون ایشان رسما از یک جناح و یک گروه خاص طرفداری کرده است، بنابراین شرط عدالت که برای رهبری در قانون اساسی ذکر شده زیر سوال رفته است. آیا به نظر شما جا دارد که الان مجلس خبرگان به ریاست آقای رفسنجانی تذکری در این مورد به رهبری بدهد؟
احمد قابل: این داستان که تازگی ندارد، ولی طرحش در این مقطع زمانی به نظر من خیلی مشکوک است. به علت این که طرف مقابل مردم و شاید بهتر است حداقل بگوییم مردم معترض، اصرار دارد که شرایط کشور را به گونهای جلوه بدهد که گویا معترضین به دنبال این هستند که همهی ارکان نظام و همهی ارگانهای رسمی را زیر سوال ببرند و به اصطلاح یک «انقلاب مخملی» کنند. در مقابل، امثال آقای میرحسین موسوی، آقای کروبی و آقای خاتمی مصر هستند که دارند در چارچوب قوانین فعلی کشور رفتار میکنند و اصلا درصدد این نیستند که بحث صلاحیت رهبری و این جور چیزها را مطرح کنند.
اتهامی هم که علیه آقای هاشمی رفسنجانی زده میشود، ازجانب همان کسانیست که تصورشان این است که با روبرو قراردادن آقای هاشمی رفسنجانی به خاطر مثلا بازتابهای منفیای که در جامعه دارد، توانستهاند انتخابات را در دورهی قبل ببرند و این دوره هم سعی کردند به همین شکل رفتار کنند و بگویند که چون مثلا میزان نفرتی که از آقای هاشمی وجود دارد در جامعه بالاست، باعث برد آقای احمدینژاد شده است. و برای این که این را مشروع جلوه دهند، این رفتارها و این حرفها را علیه آقای هاشمی رفسنجانی جعل میکنند که گویا ایشان رفته با آقایان مراجع یا حتا با بعضی اعضای خبرگان تماس گرفته است.
من مطمئن هستم که این خبرها دروغ است و هیچ پایگاه و جایگاهی ندارد. آقای هاشمی هرگونه رفتار و هرگونه گفتارش تحت نظر حاکمیت است. ضمن این که ایشان در این جریانات سکوت کامل کرده است و منتظر است ببیند اوضاع چه میشود و بعد هم آنجایی که لازم باشد با خود آقای خامنهای و دیگران وارد مذاکره خواهد شد. ولی به نظر من طرح این مباحث با امواج سوئی که میخواهد حرکت مردم را حرکتی غیرقانونی جلوه بدهد، سازگارتر است و به نظر میآید اینها جعلیات خود کودتاچیان باشد.
ولی در چارچوب همین قوانین فعلی ایران که شما هم به آن اشاره کردید، مجلس خبرگان وظیفه دارد که به رهبری تذکر بدهد و بر عملکرد رهبری نظارت کند.
بله و گفتم که اگر قرار بود این مجلس خبرگان چنین شایستگی و توانایی داشته باشد، خیلی جلوتر از اینها و اصلا نه بخاطر این انتخابات، در خیلی ازصحنههای دیگر و در انتخاباتهای دیگر هم میتوانسته این تذکر را بدهد و این اقدام را بکند. ولی شما تصور میکنید اعضای خبرگانی که از فیلتر شورای نگهبان رد شدهاند، بخصوص فیلتر بسیار شدیدی که در قضیهی خبرگان دارند، این مجلس خبرگانی که برآمده از یک چنین نظارت و فیلترینگ فوقالعادهی شورای نگهبان است، اصلا قابلیت این را دارند که به خودشان جرات بدهند، دربارهی صلاحیت رهبری اظهارنظر بکنند؟ وقتی که در شرایط موجود و در همین قضیهی اخیر انتخابات با این همه حضور مردمی، اینجور دارند همه را سرکوب میکنند، مثلا چهارتا پیرمردی که به مجلس خبرگان رفتهاند و هیچ پشتوانهی مردمی هم حتا ندارند، میخواهند چه کاری بکنند؟
به نظرم میآید که اصلا طرح خود این ماجرا در حقیقت عدماش را اثبات میکند، بخاطر این که اینها در این حد و اندازه نیستند که بخواهند چنین حرفهایی را بزنند.
نوشتن سخت شده است این روزها. از شنبه ۲۳ خرداد تا امروز هزار باز خواسته ام بنویسم اما نتوانستم. روزهای تلخی ست. برای اینکه جرات نوشتن پیدا کنم تصمیم گرفتم وبلاگ جدیدی باز کنم بی نام و نشان. برای نوشتن فقط گوشه ای از رنج این روزها برای به تصویر کشیدن ذره ای از خشونت بی پایانی که می بینم. شاید که اندکی آرام شوم.